محمد على آزاد كشميرى
400
نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )
است . مولد شريف آن جناب ارض اقدس كربلاى معلى است . اكثر عمر شريف را در همانجا بسر برده ، در اوايل اشتغال تحصيل علوم پيش سيد استاد آقا سيد محمد بن آقا سيد على - طاب ثراهما - داشت ، بعد از آن پيش استادش آقا حيدر على - طاب ثراه - در مدت نه سال به تحصيل فقه و اصول پرداخت ، تا اينكه محسود بين الحاسدين و مستغنى از اشتغال و لايق افتا گرديد ، و مجتهد بصير و جامع به جميع شرايط معتبره گرديد . گويند كه آن جناب در مجلس مباحثهء استاد خود در اواخر تحصيل منتفع نمىشد و اكثر اوقات استادش از جواب او عاجز و متغير مىشد ، و به اين وجه بهسوى ديار عجم عنان همت و ارادت خود را منعطف و مصروف داشته در هر شهر و ديار كه مىرسيد زياده از يكدو ماه يا چند ماه اقامت نمىفرمود و مشغول به سياحت بود . منظور نظر اقدس آن جناب از اين سياحت ، تحصيل كتب و اسباب بود لكن ممكن نشد و اعانت نيافت نه از علما و نه از ظلمه و رؤسا ، تا آنكه به زيارت مشهد مقدس ثامن ائمهء اطهار - عليه السلام - مشرف گشت و از آنجا همراه والد ماجد خود باز به كربلاى معلى - شرفها اللّه تعالى - مراجعت فرموده حاضر مجلس استاد خود براى استفاده شد ، لكن از او منتفع نشد ، چرا كه استادش در آن زمان بسيار معمر و سنرسيده گرديده بود . پس مولانا محمد شريف موصوف همانجا به مطالعه و مباحثه مشتغل بود و به كمال جدوجهد مصروف ، تا اينكه چنان مدرس ماهر گرديد كه مثيل و عديلش زمانه نيافته بود ، نه در سابقين و نه در لاحقين ، و مجلس درس او مملو از علماى عظام بود و به بركات انفاس شريفهء او جمعى كثير در مدت يسير از حضيض تقليد بهسوى اوج اجتهاد ترقى يافتند . و من اول كسى بودم كه به او اجازه داد و شفقت و نيكى به من فرمود به كمال تلطف و مهربانى » . ايضا ملا شفيعا آورده كه : « فضيلت هركس متأخر است از جناب او در قواعد اصوليه و صرف فرمود عمر شريف خود را در تربيت طالبين علوم دين . و جناب او دو مجلس درس گذاشته بود : يكى براى منتهين و ديگر براى مبتدئين ، و درس مىداد در ايام تعطيل به جماعتى ديگر از اين دو جماعت مذكور از طلبهء علوم ، و در ماه رمضان در شب به درس و افاده مشغول مىبود تا نصف ليل و بعد از نصف شب مشغول به زيارت و عبادت مىشد ، و به همين وجه كه اكثر اوقات خود را صرف درس و افاده و عبادت الهى مىفرمود به اين سبب قليل التأليف و التصنيف بود . از مصنفات شريفهء او كه بر وجه ندرت و قلتاند ، از سواد به بياض نرسيده و من دربارهء تصنيف و تأليف به خدمت آن جناب گفته بودم كه با وجود چنين تحقيقات كه افكار علماى ماهرين و فضلاى متبحرين و فقهاى كاملين از آن قاصر ماندند چرا از اين امر اعراض فرمودهايد ؟ در جواب فرمود كه به من تكليف تربيت طالبين و تعليم متعلمين است و آنچه كه شما تصنيف و تأليف كردهايد همه از ما است !